رویای شیرین صدام (قسمت اول)

دوشنبه 28 مهر 1399 07:39 ق.ظنویسنده : MOSTAFA .

 
http://s17.picofile.com/file/8411294892/0125456.jpg
س از وقوع انقلاب اسلامی در ایران صدام فرصت را برای گشودن عقده ای که سالها در دل داشت مساعد و تنش بین حکومت عراق و جمهوری اسلامی بخاطر آن تشدید شد

صدام حسین در زمان شاه مجبور به امضای قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر شد زیرا قدرت نظامی ایران،عراق را مرعوب کرده بود
در واقع سرعت پیشرفت نظامی ایران در دهه ۱۳۵۰ باعث ارعاب اعراب شده بود ولی فقط قدرت نظامی ایران به تنهایی نبود.دهه 1970 اوج تنش بین اعراب و اسراییل بود در آن سالها اعراب تمامی بلیط های خود را هزینه کرده بودند و چیز بیشتری برای تحت فشار گذاشتن جهانیان نداشتند(در خلال جنگ ۱۹۷۳ اعراب جهت انزوای بیشتر اسراییل دست به یک تحریم نفتی گسترده زده و هر کشوری را که از فشار به اسراییل خودداری میکرد تحریم میکردند نتیجه کار اعراب افزایش ۳ برابری و در برخی از کشورها باعث بالا رفتن قیمت سوخت و مشتقات نفتی شد.در نتیجه این کار اعراب ، کشورهای صنعتی خسارات مهلکی را دریافت کردند.این استراتژی در ابتدا پاسخ داد و اغلب کشورهای غربی را مجبور به منزوی کردن اسراییل نمود. ایالات متحده هم در آنزمان دارای روابطی عادی با اسراییل بود و هنوز وارد ماه عسل شیرین روابط خود نشده بودند ولی چه شد که این استراتژی اعراب هم خنثی شد؟
اعراب فکر همه جا را کرده بودند و برایش راه حلی در نظر گرفته بوند الا اینکه اسراییل بتازگی قادر به ساخت بمب هسته ای شده و داری بیش از ۵ کلاهک هسته ای است که برای در هم کوبیدن مصر و دیگر مدعیان کفایت میکرد و در زمانیکه بدلیل حمایت همه جانبه تسلیحاتی شوروی از اعراب و تنها ماندن اسراییل از ترس تحریم اعراب ، و عدم دریافت تجهیزات نظامی، شکست اسراییل قطعی شده بود.ژنرال موشه دایان به گلدا مایر نخست وزیر تماس گرفته و از وی خواست مجوز استفاده از معبد سوم را صادر کند(بسیاری از دوستان این قسمت نمیدانند و دلیل حمایت یکباره امریکا آنهم در اواخر جنگ سوالی بی پاسخ برایشان بحساب می آید )امریکا که بدقت اوضاع را زیر نظر داشت و با استقرار و تمرکز تجهیزات پیشرفته جاسوسی خود تمامی مکالمات دو طرف رو شنود میکرد،متوجه این مکالمه بسیار مشکوک شد و سریعا این مکالمه را رمزگشایی و به مفهوم وحشتناک آن پی بردند و متوجه شدند که اگر اسراییل به مرز غرق شدن و شکست کامل برسد آنوقت فاجعه ای انسانی و زیست محیطی را آنهم درجاییکه انرژی دنیا از آنجا تامین میشود شاهد خواهندبود.لذا بسرعت با ایجاد یک خط هوایی سیل تسلیحات مدرن امریکایی بسمت اسراییل سرازیر شد و به یکباره بادریافت این تسلیحات اسراییل جنگ باخته را به پیروزی تبدیل کرد)اعراب علاوه بر اینکه نتیجه دلخواهی از تحریم بزرگ خود بدست نیاوردند متوجه شدند که دیگر باید اسراییل را خواه ناخواه در کنار خود بپذیرند و نابودی رژیم صهیونیستی که مسلح به سلاح هسته ای بود دیگر امکان نداشت و پس از آن بود که سادات جنگ را کنار گذاشت و بخاطر منافع ملی کشورش صلح را پذیرفت
بهرحال پس از آن دیگر تکرار چنین سناریوی هزینه داری برعلیه کشورهای غربی دوست ایران هم امکانپذیر نبود و باعث خشم و واکنش کشورهای صنعتی میشد. لذا اعراب از سال ۱۹۷۵ به بعد کاملا منفعل و خنثی شدند ، وقوع اختلافات عمیق داخلی بین کشورهای قدرتمند این اتحادیه مانند مصر و اردن از یک سو و سوریه و عراق و لیبی و چند کشور دیگر از سوی دیگر سبب رفتن این اتحادیه تا لبه فروپاشی کامل شد. از طرف دیگر برخی از این کشورها روابطی بسیار نزدیک با ایران داشتند مانند مصر ، و در نهایت جنگ با اسراییل از نظر مادی و جانی هزینه ای بسیار کمرشکن بر اغلب کشورهای عرب وارد کرده بود و بهیچوجه آمادگی ورود به یک جنگ دیگر را نداشتند و برگ برنده بعدی ایران موقعیت ممتاز بین اللملی ونفوذ ایران در بین کشورهای دنیا بود که باعث ایجاد به حاشیه راندن عراق شده بود بطوریکه بی اغراق ایران بتنهایی بیشتر از بیش از نیمی از کشورهای اتحادیه عرب روی هم توان و نفوذ سیاسی داشت و قادر به وارد آوردن فشار سیاسی زیادی بر عراق بود و در اغلب لابی های سیاسی قدرتمند دنیا نفوذ داشت و دارای روابطی مطلوب با ایران بودند.
لذا در کل دکترین نظامی عراق به این نتیجه رسیدند که زمان فعلی زمان مناسبی برای جنگ با ایران نیست خصوصا که از سال ۱۳۵۵ به بعد پشتیبان و متحد سیاسی قدرتمند عراق یعنی شوروی وارد عصر جدیدی از مناسبات سیاسی با ایران شده بود و اصلا مایل نبود روابط در حال گسترش خود با ایران را بخاطر کینه و عقده حقارت صدام در خطر بیندازد.لذا هر چقدر عراق تلاش میکرد نظر مساعد رهبران شوروی را برای حمایت از این کشور در جنگ احتمالی با ایران بگیرد موفق نمیشد لذا سالها صدام حسین با درد زخم عمیق حقارتی که حکومت شاه به‌ وی زده بود مدارا میکرد و تنها التیام بخش درد وی رویای شیرینی بود که شبها با فکر کردن به آن به خلسه ای شیرین میرفت و‌ان روزی بود که وی توانسته بود خوزستان را بعنوان یک استان جدید به عراق الحاق کند و تجربه شکست ایرانیان در جنگ نهاوند و قادسیه را یکبار دیگر و اینبار به فرماندهی وی تکرار نموده اند و خود را به جای سعد ابن ابی وقاص میدید که ایرانیان را به بند کشیده اند

رویایی که خود نیز میدانست با سرعت بالایی که کشور ایران درحال پیشرفت بود هر روز دور تر و دورتر میشد و تنها یک معجزه میتوانست شرایط را برای وی مساعد کند ولی دوسال بعد او به ارزوی خود رسید.صدام دچار مشکلات و بیماری خفیف روانی بود ، وی هوش سرشار و استعدادی بسیار بالا در فرماندهی و  امور نظامی داشت ولی زندگی سخت وی در سنین کودکی و نوجوانی در کنار نخبگی و استعداد بالای وی و درک وسیع او از محیط پیرامون خودسبب بیمار شدن روح وی شده بود.
جنگ‌۱۹۷۴ و ورود اولین موشک های بالستیک به عراق


همانگونه که گفتیم‌ اعراب پس از سال ۱۹۷۳ در وضعیت انفعال قرار گرفته بودند و صدام هم بخوبی میدانست که تنش با ایران وضعیت اعراب را بسیار خراب تر خواهد نمود و وضعیت هم روز به روز بدتر میشد.دهه ۵۰ اوج روابط سیاسی ایران و‌اسراییل بود و اعراب از اینکه ایران واسراییل بیشتر از این بهم نزدیک شوند بشدت هراس داشتند لذا با دقت مراقب بودند که ناخواسته سبب نزدیکی بیشتر ایران و اسراییل نشوند و وقوع جنگ بین ایران و عراق در آنزمان برای اعراب یک فاجعه بود،لذا فشار زیادی به صدام از طرف دیگر کشورهای عرب وارد میشد که باعث تمایل ایران به اسراییل نشود

ولی اوج تنش بین ایران وعراق هم در همان زمان بوقوع پیوست در سال ۱۹۷۴ بود ارتش شاهنشاهی ایران که اروندرود را متعلق به ایران میدانست  بر سر حق کشتیرانی در این رودخانه با سربازان عراقی درگیر شدند
ارتش عراق اقدام بلافاصله به ایجاد سنگرهای متعدد در مسیر اروند رود نموده و با استقرار تانکها و مسلسل های سنگین و دیگر ادوات تهدید کرد که هر کشتی و شناور ایرانی که وارد اروندشود هدف قرار میدهد این حرکت ارتش عراق باعث ایجاد رعب و وحشت شدیدی بین شهروندان ایرانی شد ، واکنش عراق بسیار خصمانه و رعب انگیز بود و حالا تمامی جهانیان چشم به عکس العمل ایران داشتند

ابتدا و درساعات اولیه ایران سکوت کرد ولی پس از آن واکنش خود را نشان داد ،  پاسخ ایران بسیار قاطع بود به دستور شاه دو ناوچه ارتش شاهنشاهی در پاسخ به تهدید عراق وارد آبهای اروند شده و در مقابل چشمان جهانیان از مقابل نیروهای آماده عراقی عبور نموده بدون اینکه شلیکی انجام گیرد.این اقدام  شاه شدیدا صدام حسین را تحقیر و لگدمال کرد ولی همانگونه که گفته شد اعراب هزینه سنگینی در جنگ با اسراییل پرداخت نموده و آمادگی ورود به جنگ دیگری را آنهم با یک کشور قدرتمند و آماده نداشتند.لذا عراق عقب نشینی کرد و شکست تاریخی را بودن حتی شلیک یک گلوله از سوی ایران پذیرا شد

 همان سالها شاه ایران در یک مصاحبه شرکت کرده بود خبرنگار پرسید شما چرا اینهمه بالگرد کبرا خریده اید؟ شاه پاسخ داد چرا از همسایه عرب ما نمیپرسید چرا اینهمه تانک خریده ، من به ازای هر تانک یک بالگرد آماده میکنم و به این صورت میخواست نشان دهد که تنها ویژگی برجسته ارتش عراق را خنثی نموده

شاه در ان سالها به دیگر قابلیت برجسته ارتش عراق در حال شکل گیری بود اشاره ای نکرد زیرا سلاح دیگر عراق هنوز سلاحی گمنام بحساب می آمد ولی اعراب در جنگ با اسراییل تاثیر بازدارنده این سلاح را دیده بودند در مقابل قدرت ویرانگر نیروهای هوایی کشورهای متحد غرب هیچ سلاحی بازدارنده تر از ان نبود و امید شان به این سلاح یعنی موشک بالستیک بود
ادامه دارد .....
نویسنده : سرکارخانم مینا گلرو

آخرین ویرایش: دوشنبه 28 مهر 1399 07:59 ق.ظ

 
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

 
img
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic