وقتی یک «میگ» توسط «کبری» نصف می شود ( قسمت دوم)

یکشنبه 25 خرداد 1399 09:49 ق.ظنویسنده : MOSTAFA .

 

ـ نحوه استراحت و پذیرایی از خلبانان در طی جنگ چطور بود؟

•در اوایل با توجه به این‌كه نیروهای پیاده ما آنچنان زیاد نبودند كه جلوی بعثی‌ها بایستند و آنها دیوانه‌وار پیشروی می‌كردند و می‌بایست هرطور شده جلوی حركت آنها گرفته می‌شد، پروازهای جنگی بسیار زیادی درطی روز انجام می‌شد و به جرات می‌توانم بگویم كه در آن روزها ما از طلوع آفتاب تا تاریكی هوا پرواز كرده و به دشمن ضربه می‌زدیم. در بسیاری از روزها حتی فرصت نمی‌كردیم ناهار بخوریم و تنها فرصت استراحتمان زمانی بود كه نفرات زمینی سوخت و مهمات به بالگرد می‌زدند.

پذیرایی در روزهای آغازین جنگ خوب بود؛ یعنی از روزی كه ما به اهواز منتقل و در پادگان لشكر 92 زرهی مستقر شدیم پذیرایی خوبی از خلبانان به عمل می‌آمد تا این‌كه پادگان لشكر مورد هجوم توپخانه نیروی زمینی عراق قرار گرفت. با مورد اصابت قرار گرفتن انبار مهمات پادگان كه در نزدیكی بالگردها قرار گرفته بود، بلافاصله خود را به بالگردها رساندم و كبرایی كه از لحاظ موقعیتی نزدیكترین پرنده به انبار مهمات بود را بلند كرده و همگی به سمت فرودگاه اهواز حركت نمودیم و اطراف فرودگاه مستقر شدیم. نیمه‌های شب، تشنه و گرسنه جوی آبی پیدا كردیم و تشنگی خود را رفع نمودیم. صبح كه دوباره سراغ همان جوی آب رفتیم متوجه وجود قورباغه و انواع آلودگیها در آن شدیم! دوباره تا اردوگاهی برای خودمان درست كنیم و آذوقه و تجهیزات دریافت كنیم مدت زمانی طول كشید.

ـ نحوه شلیك موشك تاو چگونه است؟

•شلیك آن به این صورت است كه خلبان اصلی بالگرد تاو با گرفتن تایید آمادگی كمك‌خلبان، راستای بالگرد را در امتداد هدف قرار داده و نشانگری كه هم‌راستا بودن آن با هدف را مشخص كرده و ضامن عمل كردن دكمه شلیك موشك است را روی هدف قفل می‌كند. سپس كمك‌خلبان موشك را شلیك می‌نماید. همان‌طور كه می‌دانید موشك تاو یك موشك هدایت سیمی است و به وسیله هدایت سیم كه بالچه‌های آن را حركت می‌دهد به سمت هدف حركت می‌كند. در آخر پس از برخورد با هدف، كمك‌خلبان سیمها را به وسیله سامانه‌ای از بالگرد جدا می‌نماید.

البته ناگفته نماند عراقی‌ها در اواخر جنگ برای مقابله با موشكهای تاو ترفندی را ابداع كرده بودند به این صورت كه پس از استقرار یگان زرهی عراق كه پیدا شدن سروكله كبراها را به دنبال داشت، عراقی‌ها نفراتی را با فاصله در جلوی آن یگان مستقر می‌كردند. با توجه به این‌كه ما ارتفاع پروازی خود را حتی هنگام شلیك تاو همواره پایین نگه می‌داشتیم، این نفرات پس از شلیك موشك با چوب نسبتا بلندی به سیم متصل‌كننده بالگرد به موشك زده و آن را منحرف می‌كردند. پس از بروز چند مورد از این اتفاقات، ضدترفند این ابتكار عراقی‌ها به كار گرفته شد و بلافاصله پس از این‌كه سروكله یك عراقی جلوی كبرا پیدا می‌شد، خلبان با آمادگی قبلی كه داشت، وی را با توپ 20 میلیمتری به درك واصل می‌كرد!

در نهایت باید اذعان كرد كه موشك تاو با موفقیت بالایی ضد بازوی اصلی ارتش عراق كه همانا قدرت زرهی نیروی زمینی آن بود به كار گرفته شد. البته در اینجا نباید از مهارت خلبانان خودی غافل شد. خلبانان ما واقعا از بهترین شلیك‌كنندگان موشك تاو در دنیا هستند. از میان این بهترین‌ها، در هوانیروز چهار نفر تاوزن فوق‌العاده داشتیم كه شهید «جواد ژولیده‌پور» و شهید «صمد ایل‌بیگی» دو تا از آنها بودند. من پروازهای بسیاری همراه با بالگرد تاو انجام دادم. خاطرم هست اوایل جنگ در یكی از پروازها اطلاع دادند كه یك یگان توپخانه عراقی به شدت در حال شلیك به سمت شهر «آبادان» است. ما از دور توپهای آنها را مشاهده كرده و به سمت دشمن به حركت ادامه دادیم. به محض این‌كه به تیررس موشكها رسیدیم، یك توپ با نرخ شلیك گلوله بالایی نسبت به بقیه توپها در حال فعالیت بود. جواد ژولیده‌پور گفت: «این عراقی خیلی رو داره! باید اول ترتیب این توپ رو بدیم!» من هم مقدمات شلیك را فراهم كردم و در حالی كه به آنها نزدیكتر شده بودیم، موشك درست به وسط توپ برخورد كرد و خدمه جسور! آن را به همراه توپ فعال و سالم‌اش! متلاشی نمود! بقیه توپها با مشاهده این وضعیت فجیع دست از كار شسته و فرار را بر قرار ترجیح دادند.

ـ همان‌طور كه می‌دانید در صندلی خلبانان هواپیماهای شكاری، جعبه‌ای تعبیه شده كه پس از خروج اضطراری خلبان تمام احتیاجات ابتدایی وی را برآورده می‌كند. آیا در بالگرد كبرا نیز چنین تدابیری اندیشیده شده است؟

•خیر! در بالگرد كبرا چنین جعبه‌ای فراهم نشده اما خود یگان هوانیروز به خلبانان یك كلت كمری، جلیقه ضدگلوله و جلیقه نجات داده است. برای خلبانانی كه وظیفه نگهبانی از نفتكشها را به عهده داشتند علاوه بر موارد مذكور یك جعبه كوچك كه پس از باد شدن تبدیل به یك قایق می‌شد نیز تدارك دیده شده بود.

ـ نظر شما درباره هوانیروز ارتش عراق چیست؟

•هوانیروز عراق دارای پرندگان و تجهیزات بسیار عالی و پیشرفته اما خلبانانی بی‌كفایت بود. در اوایل جنگ كه تعدادی بالگرد میل Mi-24 عراقی مورد اصابت قرار گرفته و خلبانانشان به اسارت نیروهای ما درآمدند، مورد بازجویی قرار گرفتند. این خلبانان كه همگی سن و سالی از آنها گذشته بود، اعتراف می‌كردند كه با توجه به سن زیاد خلبانان هوانیروز، آنها تا حد ممكن و به خاطر ترس از جان، از درگیری اجتناب می‌كنند. گواه این مطلب این است كه در ماموریتی به ما اطلاع داده شد كه حوالی آبادان دو نفر عراقی كه برای شناسایی آمده‌اند از دست نیروهای پیاده فرار كرده و به سرعت در حال بازگشت به خط مقدم خود هستند. بلافاصله من و كمك‌خلبانم به صورت تك فروندی به سراغ آنها رفتیم. همین كه این دو نفر را پیدا كردیم سروكله 3 فروند بالگرد میل Mi-24 عراقی نیز پیدا شد. من نیز با در نظر گرفتن اولویت جنگی به سمت بالگردهای عراقی گردش كردم. آنها كه هر كدام حدودا به 120 تیر راكت هوا به زمین مجهز شده بودند با مشاهده بالگرد ما پا به فرار گذاشتند. باید بگویم قدرت هر بالگرد میل Mi-24 با آن همه زره محافظ و آن مقدار مهمات قابل حملش چندین برابر بالگرد كبراست. در آنجا ما فهمیدیم كه هوانیروز عراق در مقابل هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران حرفی برای گفتن ندارد. این در حالی بود كه میانگین سن خلبانان هوانیروز ما زیر 30 سال بود و همین مقاله یكی از عواملی بود كه بچه‌های ما از هیچ خطری نهراسیده، جانانه و با تكیه بر نیروی ایمان و جوانی به دل دشمن می‌زدند.

ـ پرواز شبانه نیز در طی جنگ داشتید؟

•ما تاكتیك حمله به هدف در شب را قبلا تمرین كرده بودیم اما در طول جنگ هیچگاه شبانه با دشمن درگیر نشدیم. البته پرواز شبانه انجام می‌دادیم. خاطرم هست در اطراف جزیره آبادان اردوگاه صحرایی خود را برپا كرده بودیم كه ناگهان با توجه به لو رفتن موقعیت اردوگاه، نیمه‌شب مورد حمله توپخانه واقع شدیم. بلافاصله بالگردها را بلند نموده و به طرف ماهشهر حركت كردیم و حوالی رودخانه جراحی به زمین نشستیم. یا در عملیات آزادسازی جزایر مجنون در مرحله‌ای از عملیات، جیپ فرماندهی یكی از تیپ‌های عمل‌كننده نیروهای خودی منهدم و ارتباط تیپ مزبور با عقبه قطع شده بود. در آن لحظات حساس كه هر لحظه امكان وقوع هرگونه اتفاق برای آن تیپ وجود داشت، یكی از بهترین خلبانان شینوك هوانیروز جناب «علیرضا مقصودی» داوطلب شد و بلافاصله یك جیپ فرماندهی را درون بالگرد قرار داده و شبانه به تیپ مستقر در جزیره رساند كه پیشروی و پیروزی نیروهایمان در جزایر مجنون را به دنبال داشت.

ـ از آنجایی كه شما در عملیات «بیت‌المقدس» نیز شركت داشتید، خاطره‌ای از آزادی خرمشهر بفرمایید!

•هنگام آغاز عملیات بزرگ بیت‌المقدس ما در پایگاهی كه هم‌اكنون به نام پایگاه شهید «ژولیده‌پور» شناخته می‌شود مستقر بودیم. چند روز مانده به آزادی كامل خرمشهر، ماموریت انهدام یك یگان مكانیزه عراق كه در حوالی ایستگاه راه‌آهن «نیم‌نود» خرمشهر در حال عقب‌نشینی بودند به ما ابلاغ شد.

به سرعت به سمت آن محل پرواز كردیم. در راه ناگهان متوجه شدم كه به سمت ما تیراندازی می‌شود. بلافاصله گردش كرده و متوجه حضور یك یگان توپخانه شدم. به سمت آنها حركت كرده و از دور، 4 ستاره روی شانه یكی از نفرات آنها را تشخیص دادم. در حالی كه می‌خواستیم به آنها حمله كنیم دیدم كه نفرات دستانشان را به حالت تسلیم بالا آورده‌اند. حالا ما نیرویی را نداشتیم كه آنها را به اسارت درآورند. بلافاصله با 214 نجات كه همراهمان بود در همان حوالی جستجو كردیم و دو نفر از بچه‌های سپاه را پیدا كرده همراه خود آوردیم تا بعثی‌ها را به اسارت بگیریم. این دو نفر از بچه‌های سپاه حدود 600 نفر عراقی را به خط كرده و با پشتیبانی ما به سمت قرارگاه حركت كردند. ما اسرا را تا قرارگاه پشتیبانی و سپس برای ادامه ماموریت گردش كردیم.

ـ در درگیری با واحدهای زمینی عراق چه چیزی توجه شما را به خود جلب می‌كرد؟

•در درگیری با عراقی‌ها دو مورد بود كه واقعا تعجب همه ما را برانگیخته بود؛ یكی حجم مهمات تحویلی به این یگانها بود كه من به جرات می‌توانم بگویم كه عراقی‌ها فقط به اندازه تعداد نفرات ایرانی موشك زمین به زمین در اختیار داشتند؛ با این وصف شما با یك حساب سرانگشتی متوجه شدت پشتیبانی از ارتش عراق خواهید شد. دومین مساله، ترس آنها به خصوص هوانیروز بود؛ مثلا هنگامی كه ما به سمت یك یگان توپخانه عراق حركت می‌كردیم هرچه به آنها نزدیكتر می‌شدیم از آتش پدافند آنها كاسته می‌شد. به‌طوری كه هنگام رسیدن ما به بالای سر آنها دیگر هیچ‌كدام از نفرات پدافند پشت توپ ننشسته بود. در یكی از عملیاتها كه به همراه «اكبر ارادت» رفته بودیم دقیقا همین اتفاق افتاد؛ حالا ما بالای سر یگان عراقی پرواز می‌كردیم اما نمی‌دانستیم چطور اینها را اسیر بگیریم! یك لحظه دیدم یك درجه‌دار عراقی در حالی كه نصف بدن به اضافه سرش درون سنگر قرار داشت، یك دست و یك پایش را به سمت توپ ضدهوایی برده و به سمت ما شلیك می‌كند. به سرعت با مسلسل 20 میلیمتری‌ام وی را هدف قرار داده و در جواب این جسارت، سنگرهای آنها را كه حدود 10 سنگر می‌شد به توپ بستیم.

ـ ابتدای خیابان آزادی به سمت میدان انقلاب (تهران)، بر روی دیوار بزرگی، عكس دو شهید بزرگوار هوانیروز به زیبایی هرچه تمامتر نقش بسته! درباره این دو شهید والامقام توضیح بفرمایید؟

•اولی شهید دلاور «منصور وطن‌پور» هستند كه با درجه سرهنگی، فرماندهی مركز آموزش هوانیروز اصفهان را به عهده داشتند. با آغاز جنگ به اهواز شتافته و در آنجا واقعا زحمت كشیدند و مثمرثمر بودند. پس از هر عملیاتی، شخصا با كبرا به شناسایی منطقه رفته و موقعیت جدید عراقی‌ها را مورد ارزیابی قرار می‌دادند. متاسفانه در یكی از همین پروازهای شناسایی با بالگرد به كابل برخورد كرده و به شهادت رسیدند.

دومین شهید، خلبان «شاهرخ آذین» هستند كه این خلبان جوان نیز در یكی از پروازهای عملیاتی به همراه شهید «علی نصیری» به كابل برخورد كرده و به رحمت ایزدی پیوستند. من پیكر پاك شهید آذین را پس از وقوع سانحه دیدم كه كاملا سوخته بود!


ادامه دارد ..............

 


آخرین ویرایش: یکشنبه 25 خرداد 1399 09:50 ق.ظ

 

 
img
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات