برخورد 1973تاران ایران و شوروی

جمعه 23 خرداد 1399 09:45 ق.ظنویسنده : MOSTAFA .

 

28 نوامبر 1973.در این روز دو هواپیمای نظامی با گردش بر فراز دماغه ای مرتفع به عمق خاک اتحاد شوروی سابق وارد شدند.چند دقیقه بعد یکی از آنها ناپدید شد اما دیگری با پرواز در امتداد مرز حریم هوایی شوروی را نقض میکرد.بر فراز سمت دیگر این دماغه بلند که 100 کیلومتر پهنا و 100 کیلومتر نیز طول داشت دو جنگنده روسی نیز در حال پرواز بودند اما هم فاصله آنان از این موجود مزاحم دور بود و هم بخاطر اینکه مشغول انجام یک پرواز آزمایشی بودند هیچ سلاحی با خود حمل نمیکردند.در این موقع دفاع هوایی به یک جفت میگ-21 دستور داد که یکی آماده پرواز شود و دیگری نیز بحالت آماده باش درجه یک قرار گیرد.(در این حالت خلبان با نشستن در کاکپیت منتظر دریافت فرمان میشود).کاپیتان "گنادی الیسو" هواپیمایش را برای رهگیری و شناسایی هواپیمای متجاوز بسمت مرز هدایت کرد.کاپیتان هواپیمای مزاحم را یک فروند فانتوم "آر اف-4 ای" شناسایی ایرانی تشخیص داد.خلبان این "اف-4" ایرانی بود و افسر رادار یک آمریکایی بنام "جان ساندرز" و ایندو در هر حال انجام یک پرواز جاسوسی تحت پروژه "ژن سیاه" بودند.خلبان روسی خود را به بال فانتوم رساند و با بالا و پایین دادن بالهای میگ و همچنین با استفاده از رادیو از خلبانان خواست که وی را دنبال کرده ودر خاک شوروی فرود بیایند.خلبانان هواپیمای جاسوس علامات را دریافت کردند اما بجای نشستن در خاک شوروی با حداکثر سرعت بسمت مرز تغییر مسیر دادند.خلبان شوروی فرمان شلیک موشک و به زیر کشیدن متجاوز را دریافت کرد."الیسو" رادار را روشن کرد و با قفل کردن آن روی هواپیمای دشمن تلاش کرد که موشکهایش را بر علیه آن بکار گیرد.خلبان فانتوم نیز توسط حسگرهای هواپیمایش تهدید موشک را شناسایی نمود وشروع به تغییر جهت حرکت و ارتفاع هواپیما با سرعت و شدت هر چه تمامتر کرد.این عمل به این خاطر بود که موشک میگ در برابر اهدافی که بشدت مانور میکردند غیر قابل استفاده میشد.مرز بسرعت نزدیک میشد و افسر کنترل زمینی از ترس اینکه عملیات شکست بخورد به خلبان دستور تکان دهنده ای داد.دستور شماره 240 یا "تاران".اما "تاران" چه بود؟ واژه "تاران" درجنگ دوم جهانی وارد هوانوردی شد.خلبانان روسی از این روش برای انهدام بمب افکنهای دشمن استفاده میکردند.از آنجاییکه کالیبر مهمات هواپیماهای روسی پایین بود در بیشتر مواقع فقط قادر به وارد آوردن خسارت به بمب افکن بودند و توان انهدام کامل آنرا نداشتند.در این حالت اگر قبلا موفق به از کار انداختن تسلیحات دفاعی بمب افکن شده بودند با نزدیک شدن هر چه بیشتر به بمب افکن و با سرعتی نزدیک به سرعت آن تلاش میکردند که سیستم کنترلش را با پروانه های هواپیمای خود از کار بیندازند.این روش بیش از 500 مرتبه توسط خلبانان روسی در جنگ بکار گرفته شد .البته این روش یک روش انتحاری نظیر روش ژاپنیها نبود و حدود نیمی از خلبانانی که "تاران" میکردند با چتر خود را نجات میدادند و خلبانی بود که چهار مرتبه این کار را انجام داد و موفق شد که با چترنجات خود را نجات دهد.


"الیسو" با دریافت فرمان کنترل هواپیما را روی حالت ماکزیمم پس سوز قرار داد و به دنبال فانتوم در حال فرار پرواز کرد.هیچگونه اطلاعاتی در مورد جزییات این تعقیب وجود ندارد.متصدیان کنترل هوایی در رادار دو نقطه را دیدند که بیکدیگر نزدیک و نزدیکتر میشدند تا اینکه تبدیل بیک نقطه شدند و سپس به آرامی ناپدید گردیدند.آنها "الیسو" را از طریق رادیو صدا کردند اما جوابی نیامد.در واقع میگ به انتهای فانتوم برخورد کرده بود.خلبانان اف-4 ایجکت کردند و توسط نیروهای اتحاد شوروی به اسارت در آمدند اما "الیسو" کشته شد.

"گنادی الیسو" که این دستور را انجام داده بود پس از مرگ مفتخر به دریافت مدال "قهرمان اتحاد شوروی " گردید ونامش در بین اسکادران وی بعنوان یک عضو زنده (شهید زنده) پذیرفته شد و غالبا در بین نامهای سایر اعضا در قید حیات اسکادران شنیده میشد.مدرسه ای نیز به نام وی در آمد و دانش آموزان این مدرسه در روز 28 نوامبر یاد و خاطره قهرمانی وی را جشن میگیرند.خیابانی نیز در شهر وی به نامش نامگذاری گردیده است و یک اطاق کامل در "موزه هوایی " که پر از یادگارهای قهرمانی و وسایل شخصی اش میباشد بوی اختصاص یافته است.مجسمه وی نیز در خیابان قهرمانان قرار گرفته است..

           

  "1973 Collision":(Taran):

November 28th,1973.On this day two military aircraft circled over a promontory which reached into deeply the territory of the former Soviet Union. A few minutes later one of the aircrafts were disappeared but the other one is flew through the border and violated the Soviet airspace. Over the other side of the approximately 100 kilometres width and 100 kilometres long promontory there were two Russian fighter in the air but they were too far from the intruder and as they were on a training mission they were not armed, as well. This time the air defence ordered one of the pair of MiG-21 aircrafts being in readiness to take off and intercept the intruder while the other aircraft on ready were put into first degree readiness ( i.e. the pilot sits in the cockpit waiting the permission for the take off ). Captain Gennagyij Jeliszejev headed his aircraft toward the border to intercept and identify the unknown aircraft. According to the identification of the captain the intruder was probably an Iranian RF-4 E Phantom reconnaissance aircraft.The F-4 pilot was Iranian and radar officer was an American ,namely,"John Sanderz" who were doing a spy flight under "Black Gene" project. The Russian pilot flew to the wingtip of the other aircraft and tried to sign the pilots to follow his plane and land by moving the MiG's wings up and down and using his radio and his hands. The crew of the spy plane got the signs but instead land on Soviet territory they speed up their aircraft and turned toward the border. This time the soviet pilot got the order to use his missiles and shot the intruder down. Jeliszejev activated the radar and locked on the enemy plane and tried to use the missiles against the intruder. The pilot of the Phantom was warned to the missile threat by his planes sensors and the pilot started to change his direction and altitude intensively and quickly because the missiles of the MiG were unusable against highly manoeuvring targets. As the border approached quickly and the ground control officer was afraid of failing the action they gave the shocking order to the pilot: No. 240, Taran.

But, what was "Taran", in fact? The word Taran became known in the aviation world during the WW II. Russian pilots used this method to destroy enemy bombers. As Soviet aircrafts had a relatively low calibre armament it often happened that they managed only to damage and not to destroy these bombers. In that case if the defence armament of the bomber was already neutralised the fighters flew behind the bomber with a little difference between the two aircrafts' airspeed and tried to destroy the control system of the bomber by their plane's propeller. This method was used more than 500 times during the war by soviet pilots but it was not a kamikaze action such as were the Japanese ones because in that case about one half of the attacker pilots survived the action what's more there was such Russian pilot who did it four time successfully and always managed to survived by his parachute.

Jeliszejev acknowledged the order, deactivated the locator pushed the throttle to maximum afterburn and flew after the escaping Phantom. About the followings there are no valid data. The air controllers saw on their screen the two dot indicating the two aircraft to come closer and closer to eachother while they were united on the screen and slowly disappeared. They called Jeliszejev on the radio but there was no answer. In fact,the mig came into collision back of the Phantom.F-4 crew ejected out and captured by Soviet Union forces but Jeliszejev was killed.

Gennagyij Jeliszejev who executed this order got the Hero of the Soviet Union medal after his death. His name was admitted as a life member to his squadron and it was always heard between the names of the living squadron members. The soviets named a school after him and the students of this school celebrated his heroism in every 28th November. They named a street after him in his home town. There is a whole room in the Museum of Flight full of the memories of his heroism and his personal things. His statue is placed in the avenue of the heroes


آخرین ویرایش: جمعه 23 خرداد 1399 09:57 ق.ظ

 

 
img
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات